ترکم مکن ای عشق من بی همزبانم تنها تویی ای نازنین ، آرام جانم
اینجا کسی در سینه اش رویا ندارد دل را سپردن تا ابد معنا ندارد
سردرگریبانم کسی هم درد من نیست از عشق جز آلودگی چیزی ندیدم
از فصل های دوستی من دل بریدم این زندگی دیگر سرو سامان ندارد
دیگر به عشق من کسی ایمان ندارد دیگر نمی داند که را باید صدا زد
این قلب را تا کی به طوفان بلا زد من باغبان فصل های انتظارم
تو خوب می دانی من اینجا بی قرارم...
نظرات شما عزیزان:
دیشب باد چنان آمد
که ماه را با خود برد
خورشید
از صبح کلافه بود
هی فکر میکرد چیزی را جایی جا گذاشت
نصف دنیا را دنبال آینه اش گشت
دم غروب رفت و لب دریا نشست
و هی از خودش می پرسید :
باد ابرها را می آورد یا می برد ؟
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
salam duste aziz webetun zibast movafagh bashid
که ماه را با خود برد
خورشید
از صبح کلافه بود
هی فکر میکرد چیزی را جایی جا گذاشت
نصف دنیا را دنبال آینه اش گشت
دم غروب رفت و لب دریا نشست
و هی از خودش می پرسید :
باد ابرها را می آورد یا می برد ؟
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)